جوان و آینده ،چالش ها و فرصت ها 

جوان و جوانان مفاهیمی هستند که در سالهای اخیر در افکار عمومی و فضای سیاسی رونق پیدا کرده و سکه رایج بازار شده است.جوانان پرانگیزه و توانمندی که ورود و مشارکت آنان در حوزه های سیاسی و اجتماعی می تواند منشا تحول و اثر بخشی تعیین کننده ای  باشد به گونه ای که بسیاری از چالش ها و بحران های پیش روی ایران می تواند  با تدبیر جوانانی که از پس سالها فعالیت و کنش گری در حوزه های مختلف با کوله بار و انباشتی از تجربه به سان شیخان کهنسال در خشت خام هم  می ببینند آنچه دیدنی است، برطرف شود.

واقعیت این است که در سالهای اخیر و مشخصا بعد از پیروزی و روی کار آمدن دولت تدبیر و امید شرایط اجتماعی کشور به سمتی گرایش پیدا کرد که مطالبات جوانان عمده تر از گذشته هژمونی پیدا کرد و البته تلاش ها و ظرفیت ها و نقش  آنان که در پیروزی های اخیر جریان تحول خواه  ستودنی بود و مبنا و اساس  این انتظار به حق شد.

از سوی دیگر نکته مهمی که در این میان مطرح است گرفتار نشدن در میدانی است که جوانان و زنان را در سناریویی غیر سازنده در مقابل سایر لایه های جامعه قرار می دهد که در صورت تداوم آثار مخربی را  هم به همراه دارد. اما امروز که بحث ورود و حضور جوانان در مناصب و مصادر مدیریتی مطرح است باید توجه داشت که این خواسته مشروع و قانونی و مسموع را باید از درون سازوکار و دینامیسمی استخراج کرد که مبتنی بر تعقل و حزم اندیشی باشد و به سرنوشت مطالبات سالهای اخیر دچار نشود.

تغییر به مثابه گفتمانی مسلط و غالب در فضای عمومی کشور ،در حوزه های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی اجتماعی مصادیقی دارد .در حوزه های اجتماعی جوانان نخبه و با انگیزه توانایی ها و ظرفیت های خود را به روشنی به نمایش درآورده اند.نمونه عینی آن نقش بزرگ و موثر آنان در حاکمیت گفتمان تغییر است که قابل تسری و سرایت فراگیر به حوزه های سیاسی و مدیریتی هم هست .بنا براین و با توجه به بحران اصلی کشور که "عدم بهره وری" و "کارآمدی" است شرایط کشور  ایجاب می کند ساختار سنگین بروکراسی کشور با تلفیق تجربیات مدیران کنونی و تجربیات و انگیزه جوانان ،البته به نفع جوانان ،مسیری را باز کند که در خلال آن با دمیدن روح نشاط و انگیزه در راستای حل و برطرف کردن چالش عدم بهره وری گام های اساسی برداشته شود.

واقعیت ملموس عرصه های مدیریتی کشور اقتضا و حتی ایجاب می کند که در فرایندی جدی ،بطئی و ساختاری و قانونی که بری از شعار زده گی و تهی از مواعید باشد، بستر های لازم برای تغییر پارادایم مدیریت کشور به سود جوان گرایی فراهم شود.هر چند در این سالها اقدامات خوبی در این راستا انجام شده است اما طبعا کافی نیست و نیازمند جدیت بیشتر ،اراده استوار تر و بستر سازی متقن تری است.

امروز مشخصا در بحث مدیریت شهری و شوراها شاهد حضور جوانانی هستیم که با تزریق روحیه نشاط و امید به ساختار های بعضا متصلب و ناکارای مدیریتی افق و چشم اندازی را ترسیم کرده اند که امید است با تداوم آن بتوان بخش مهمی از نارسایی ها و نقصان های ناشی از مدیریت غیر خلاقانه و غیر مبتکرانه کنونی را با درایت و انگیزه برطرف سازند.تلفیق امید و تدبیر یعنی ترکیب جوانی و انگیزه و این راهبرد به مثابه نقطه عزیمتی استراتژیک رافع بسیاری از بحران ها خواهد بود.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن