مدیریت شهری

ضرورت تغییر نگرش به زلزله

پدیده های طبیعی چون زمین لرزه همواره وجود داشته و انسان امروزی علیرغم پیشرفت های شگرف فناوری خود توانایی جلوگیری از وقوع آنها را ندارد. زلزله همواره به عنوان یک عامل تهدید کننده در حیات بشر تلقی شده و علیرغم آنکه نواحی غیر شهری را مستثنی نساخته و این مناطق نیز متحمل خسارات مالی و جانی فراوانی می شوند، اما شهرها به دلیل انباشت سرمایه و تراکم بالای جمعیتی و نیز به علت گستردگی شان به نسبت سایر سکونتگاه های انسانی صدمات بیشتری را شاهد هستند. آنچه باعث بروز تلفات و آسیب های جانی و مالی می گردد، ساخت و ساز غیر اصولی انسان است. وقوع زلزله محتمل است و غیر قابل اجتناب. آنچه که لازم است مورد توجه قرار گیرد، نحوه برخورد ما با آن است. تمرکز تعداد زیاد جمعیت در شهرها، این بزرگ ترین و متراکم ترین سکونتگاه های انسانی را در وضعیتی گاه بسیار خطرناک قرار می دهد. در این میان آنچه ضرورت دارد برنامه ریزی برای کاهش آسیب های ناشی از زلزله است.

در طول دو دهه گذشته، اقدامات قابل توجهی در جهت کاهش خسارات ناشی از زلزله تدوین و به اجرا گذاشته شده است. یکی از علل این گونه برنامه ریزی ها، تغییر نگرش نسبت به زلزله به عنوان سانحه ای ناگوار است، به این معنا که زلزله را باید یک واقعیت محیطی دانست و با آن همزیستی کرد. در واقع خساراتی که ما در مواجه با زلزله متحمل می شویم، ناشی از برنامه ریزی های غلط و عدم توجه به ویژگی های محیطی شهرها برای ساخت وساز می باشد. با تغییر نگرش نسبت به زلزله و برنامه ریزی اصولی در راستای کاهش خسارات، تلفات انسانی به حداقل رسیده و شهرها هزینه های مادی کمتری را متحمل می شوند. با این وجود، گستردگی بلایای طبیعی از یک سو و رشد روزافزون شهرها از سوی دیگر، همواره لزوم تعریف روش ها و مدل های جدیدتری را خاطرنشان می کند. به این منظور مناسب است ابتدا با روش ها و تجربه های گذشته آشنا شد و سپس برای اصلاح ضعف ها، مدل های کامل تری را ارائه داد. بسیاری از مدل ها و روش های موفق سایر کشورها را می توان با شرایط بومی همسان نمود و مورد استفاده قرار داد. به عنوان نمونه، در تهیه مدل ارزیابی آسیب پذیری لرزه ای ایران، استفاده از تجربیات کشور ژاپن هم به لحاظ زلزله خیزی بالا و هم به لحاظ پیشرفت در زمینه های ارزیابی آسیب پذیری، تخمین و کاهش خطر می تواند الگوها و روش های مناسبی را در اختیار قرار دهد.

تجربه زلزله های اخیر و به ویژه زلزله سال ۱۳۸۲ شهر بم نشان داده است که بخش عمده ای از آسیب های ناشی از زلزله به علت عدم رعایت اصول و ضوابط شهرسازی و به ویژه برنامه ریزی بافت شهر بوده است. عدم رعایت حریم گسل ها، بی توجهی به خصوصیات زمین شناختی، توزیع نامناسب فضاهای باز کارآمد جهت اسکان، معابر باریک، ساختمان های فرسوده یا کم مقاومت، عدم تناسب عرض معبر با ارتفاع ساختمان های مجاور، تراکم بالای جمعیتی و بی نظمی در قطعات بافت از عواملی بوده اند که آسیب های ناشی از زلزله را چندین برابر کرده اند. برنامه ریزی صحیح بافت شهر با توجه به اصول و معیارهای شهرسازی می تواند با هدف قرار دادن شاخص های مهم از جمله تمهیدات و اقداماتی باشد که موجب کاهش آسیب پذیری شهر در برابر زلزله و افزایش پایداری آن گردد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن