طراحی شهری با نگرش نوشهرگرایی

یکی از پیامدهای انقلاب صنعتی فاصله گرفتن چشمگیر ابعاد و تناسبات عناصر شهری از مقیاس های انسانی بود به گونه ای که در گذر زمان، انسان جایگاه خود را در فضاهای شهری از دست داد و به مرور الگوهای شهرسازی پراکنده، غیر انسانی و ماشینی شکل گرفت. این مسئله سبب به وجود آمدن شهرهایی بی هویت گشت که در راستای پیشبرد اهداف صنعتی شکل گرفته بود.

پس از گذشت دهه های متمادی، نقاط ضعف این نگرش ها و رویکرد های مدرن در حوزه شهرسازی و طراحی شهری از قبیل ایستایی طرح ها، حومه نشینی، افزایش مصرف انرژی، ایجاد فاصله میان محل کار و زندگی، آلودگی های زیست محیطی و بسیاری موارد دیگر آشکار و نمایان شد. اینگونه بود که در سال های پایانی دهه ۸۰ میلادی، موجی اعتراضی در میان جمعی از معماران و شهرسازان آمریکایی که از روند رو به رشد جوامع محلی پراکنده، فرسودگی و افزایش استفاده از اتومبیل احساس خطر می کردند شکل گرفت.

این نارضایی در عمل سبب به وجود آمدن جنبش و نظریه ای پست مدرن با عنوان “نو شهرگرایی” شد. نوشهرگرایی مبتنی بر اصولی است که بر اساس آن بافت شهری و محله هایی قابل زیست با امکان پیاده روی در یک  فضای مساعد به وجود می آید. به عبارتی نوشهرگرایی، طراحی نئو سنتی واحد های همسایگی است به گونه ای که ساکنین بتوانند برای تامین مایحتاج و انجام امور روزانه خود از طریق پیمودن راه به صورت پیاده اقدام نموده و زیست پذیری واحد های همسایگی در کنار ایجاد محیطی دوستانه برای عابران فراهم گردد. 

ین جنبش، واکنشی به گسترش افقی در حومه شهرها و هزینه های غیرپایدار و نیز راهی موثر برای مقابله با جوامعی وابسته به اتومبیل است.

در یک تعریف جامع، نوشهرگرایی، تلاشی برای ارتقاء شهرسازی سنتی برای انطباق با زندگی مدرن امروز است. این مکتب شهرسازی دارای سطوح و الگوهای مختلفی است که اصلی ترین الگوهای آن مبتنی بر توسعه با محوریت همسایگی سنتی و توسعه با محوریت حمل و نقل عمومی است.

یکی از مسائل مورد توجه در رویکرد نوشهرگرایی، تراکم است به گونه ای که مانند شهرهای قدیمی، مرکز شهر دارای تراکم بیشتر و در اطراف شهر این تراکم کاهش می یابد. در این رویکرد، تراکم بالا دارای فوایدی از قبیل افزایش تعاملات اجتماعی میان مردم، کاهش هزینه های مرتبط با ساخت بزرگراه ها و نیز کاهش مصرف سوخت دارد. علاوه بر تاکید نوشهرگرایی بر پیاده مداری و افزایش تراکم در بافت، این مکتب بر اصولی مانند موارد ذیل بنا شده است:

– اختلاط کاربری های مسکونی، تجاری، فرهنگی در یک محیط فضایی محدود با هدف افزایش نظارت جمعی، ارتقاء امنیت، ایجاد سرزندگی و تنوع فعالیت ها و کاهش سفرهای درون شهری

– ایجاد گونه های مختلف مسکن در بافت با تنوع در قیمت و اندازه با این هدف که اقشار مختلف ضمن با جایگاه های مختلف اجتماعی و با سطوح درآمدی مختلف به تعامل و زندگی در کنار هم بپردازند. این مسئله ضمن حفظ هویت اجتماعی بافت، باعث رفع یکنواختی از سیمای بافت و کاهش افسردگی ساکنان می شود

– استفاده از روش های هوشمند حمل و نقل که علاوه بر کاهش آلودگی های زیست محیطی، با کنترل بهینه مصرف سوخت، در نهایت ساکنان را به پیاده روی و استفاده از دوچرخه در جابجایی ها سوق دهد.

– پایداری که می تواند هزینه های شهر را کنترل و مدیریت نماید. استفاده از مصالح بومی که با هدف کاهش هزینه های ساخت و ساز و ایجاد بافتی هماهنگ با خصوصیات اقلیمی است، از نتایج توجه به مفهوم پایداری شهری در اندیشه نوشهرگرایی است.

به غیر از اصول یاد شده، مواردی مانند حفظ فضاهای سبز قابل دسترس در فاصبه ۵ تا ۱۰ دقیقه از هر محله، رعایت اصول زیباشناسانه و هویت بخش و حفظ بناهای با ارزش، افزایش ارتباط پذیری با قابلیت ارتقاء سطح نفوذ پذیری از مواردی است که مورد توجه نگرش نوشهرگرایی می باشد. تمام اصول یاد شده در صورت رعایت می تواند باعث تقویت جایگاه محله و بازسازی هویت محله ای شود.

علاوه بر ایالات متحده آمریکا به عنوان کانون اصلی جنبش نو شهرگرایی، اقدامات مهمی در کشورهایی چون انگلستان، آلمان، هلند، بلژیک، سوئد و نیز کشورهای در حال توسعه ای مانند فیلیپین، گواتمالا، ترکیه و مکزیک در این زمینه انجام شده است. تا کنون در کشور آمریکا بیش از ۶۰۰ پروژه و طرح شهری بر اساس اصول نوشهرگرایی اجرا شده است.

در ایران نیز در شهرهایی مانند تبریز و مشهد مسیر های پیاده در نظر گرفته شده و این روند در جوانب دیگر در حال افزایش است. این در حالی است که در کشورمان از قرن ها پیش روش ها و سنت های ویژه ای در شهرسازی وجود داشته که می توان بررسی ها و تحقیقاتی جامع در این خصوص برای به کارگیری این روش ها که مبتنی بر حفظ تعاملات اجتماعی شهروندان بوده در شهرسازی امروزی صورت پذیرد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن