سیاسی

صالحی: این میزان مخالفت برایم قابل تصور نبود

به گزارش پایگاه خبری شورا آنلاین  یکسال از توافق تاریخی می‌گذرد، توافقی که هنوز حرف و حدیث‌های زیادی به دنبال دارد. سوالات مهمی درباره این توافق مطرح شد از جمله اینکه چرا این پرونده در دولت قبل به نتیجه نرسید؟ دلیل اصلی چه بود؟ اشکال کار کجا بود؟ چه شد که دکتر روحانی توانست این پرونده را ختم به خیر کند؟ دکتر روحانی چه آرایشی برای تیم مذاکره‌کننده تعریف کرد که توانست این رویداد تاریخی را به نام خود ثبت کند؟ و ده‌ها سوال دیگر که شاید خیلی‌ها در ذهن دارند.

علی‌اکبر صالحی یکی از اعضای کلیدی تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای به شمار می‌آید که استارت اولیه مذاکره با آمریکا در زمان سکانداری وی در وزارت امور خارجه زده شد؛ مذاکره ای که آمریکایی اصرار بر محرمانه بودنش داشتند و همین جای سوال است. خبرنگار شفقنا در یک‌سالگی این توافق با دکتر علی‌اکبر صالحی به گفت‌وگو پرداخته است.

* سال گذشته یکی از سال‌های مهم و تاریخی ایران بود که توافق هسته‌ای حاصل و نام شما و تیم مذاکره‌کننده در تاریخ ماندگار شد. با این حال وقتی شما به ایران آمدید و در جمع نمایندگان مجلس حاضر شدید با این واقعیت رو‌به‌رو شدید که همه شما را قهرمان و موفق نمی‌دانند و حتی تهدید شدید؛ آیا چنین واکنشی را پیش‌بینی می‌کردید؟

برخی عزیزان نسبت به مسیری که برای حل و فصل این موضوع باز شده بود یعنی مسیر مذاکره، نظر شخصی خود را داشتند و موافق این مذاکره نبودند و فکر می­‌کردند مسیر مذاکره با کشورهای ۱+۵ کافی بود و دیگر ضرورتی نداشت که مسیر مذاکره با آمریکا داشته باشیم و این اختلاف ­نظر وجود داشت که می‌توان گفت طبیعی هم بود. به اعتبار تجربه‌­ای که در این زمینه داشتیم و به عنوان اولین کسی که درگیر این موضوع بودم – به دلیل اینکه بنده نماینده ایران در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بودم – به هر حال این مسایل پیش آمد و گروهک منافقین آمدند از منظر خودشان افشاگری کردند که فعالیت‌­های سری در نطنز انجام می­گیرد که اصلاً این­ چنین نبود. وقتی گروهک منافقین چنین ادعایی را مطرح کردند آقای البرادعی روز بعد این ادعا را رد می­‌کند. بنده به عنوان نماینده ایران در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، قبلاً خدمت آقای البرداعی – قبل از اینکه منافقین چنین ادعایی را کنند – به صورت شفاهی گفته بودم که ایران به دنبال فعالیت‌های غنی­‌سازی است، البته این مطلب را غیر رسمی گفته بودم، چون طبق مقررات ۱/۳ ما می­‌توانستیم موضوع فعالیت­‌های غنی­‌سازی­مان را ۶ ماه قبل از اینکه مواد هسته‌ای وارد یک سایت هسته‌ای بشود به آژانس اعلام کنیم و هنوز ۶ ماه نشده بود و خیلی زمان مانده بود، بیش از یکی دو سال مانده بود که نطنز به شرایطی برسد که به مرحله غنی سازی وارد شود.

و اما در خصوص مذاکراتی که با کشورهای گروه ۱+۵ انجام دادیم متاسفانه این مذاکرات راه به جایی نبرد لذا بنده آن زمان که وزارت خارجه بودم فکر کردم باید راه دیگری را باز کنیم و آن مذاکره با آمریکاست. قبل از آن هم از عمان به ما اعلام شده بود آمریکایی­‌ها تمایل به مذاکره مستقیم با ایران درخصوص فعالیت­‌های هسته‌ای دارند، ما دیدیم فرصت مناسبی است و خدمت حضرت آقا رفتیم و این اجازه را گرفتیم و این مسیر باز شد.

* دلیل اینکه مذاکره با آمریکا توانست راه را باز کند چه بود؟

علت اینکه مسیر با آمریکا توانست راه­گشا باشد این بود که سه کشور اروپایی تابع آمریکا هستند یعنی تا آمریکا موضوعی را تایید نکند آنها هم به این راحتی تایید نمی­‌کنند و می‌شود گفت اتحادیه اروپا استقلال سیاسی به مفهومی که ما از استقلال سیاسی داریم، آنها ندارند؛ نگاه می­‌کنند ببینند آمریکا، برادر بزرگ چه می­‌گوید و تبعیت از برادر بزرگشان می‌کنند. درست است که اتحادیه اروپا کشورهای بزرگی هستند ولی نفوذ آمریکا در اروپا بسیار زیاد است، چه از نظر سرمایه­‌گذاری­‌های اقتصادی و چه از نظر فرهنگی خیلی نفوذ دارد.

در ۱+۵ آمریکا و سه کشور اروپایی عضو هستند و کشورهای چین و روسیه هم خیلی سعی می­‌کردند که به جو عمومی نگاه کنند و ببینند جو چگونه است و همراه جو عمومی حرکت می‌کردند، اگر ۴ کشور از ۶ کشور یک جهت را بگیرند یقیناً چین و روسیه همان جهت را خواهند گرفت. بدین لحاظ مذاکره با آمریکا به این دلیل موثر واقع شد؛ ولی دوستانی بودند که نظرشان مخالف باز شدن این مسیر بود البته چون حضرت آقا اجازه فرموده بودند خوشبختانه این مسیر ادامه یافت و به نتیجه هم رسید.

بنده تصوری از میزان و نحوه واکنش مخالفان مذاکرات نداشتم واقعا تصور نمی‌کردم که با این شدت مخالفت کنند. تصور اینجانب این بود که بالاخره علیرغم اختلاف­‌سلیقه‌های که وجود دارد، این افراد هم می­‌خواهند این موضوع حل شود. استراتژی ما همان راهبردی بود که مقام معظم رهبری تعیین فرموده بودند. حضرت آقا عبارت زیبایی را فرمودند، «نرمش قهرمانانه»، یعنی با حفظ عزت، حاکمیت ملی، مصالح ملی در چارچوب عزت، حکمت و مصلحت، کار را پیش ببرید. طرف مقابل مجبور شد از دیدگاه خود مبنی بر توقف کامل غنی‌سازی در ایران دست بردارد و ما هم یک مقدار انعطاف نشان دادیم و مسیر برای تفاهم هموار شد.

پیش­بینی من این بود که آحاد ملت می­‌خواهند این مشکل حل شود اما در چارچوب عزت، حکمت و مصلحت کشور که به نظر بنده، خواسته ملت برحق بود. ما نمی‌خواستیم مانند لیبی این موضوع حل شود. لیبی چگونه حل شد؟ همه‌چیز را واگذار کرد. یا بخواهد مانند عراق به جنگ کشیده شود، چون بهانه اصلی برای حمله به عراق، همین بهانه سلاح­‌های کشتار جمعی بود.

ما در این میان می­‌خواستیم یک راه­حلی پیدا شود که ضمن حفظ فعالیت­‌های هسته‌ای­ ایران آن مواردی که موجب نگرانی آنهاست و مُخلِ فعالیت­‌های هسته‌ای ما هم نیست، آنها را انجام بدهیم و رفع نگرانی­‌های آنها را بکنیم. من تصورم این بود که آحاد ملت عزیزان دوست دارند این مشکل حل شود.

* بالاخره می ­دانستید افرادی مخالف این موضوع هستند، پیش­‌بینی واکنش آنها را می­‌کردید؟

خیر، واکنش به این مفهوم که بعدها شاهدش بودیم را انتظار نداشتیم. فکر می­‌کردم نقدی دارند و نقدی می­‌کنند و از طریق نقدشان راهنمایی­‌هایی می­‌کنند ولی اینگونه که بخواهند در مقابل راهی که داشت طی می­‌شد جبهه‌گیری کنند، قابل تصور نبود. این اقدام در چارچوب تصمیمات مسئولان ارشد و نهادهای نظام صورت پذیرفت. از همه مهمتر اینکه مذاکره­کنندگان و شخص آقای دکتر ظریف بدون اطلاع مذاکره نمی­‌کردند، ایشان در یک چارچوب مذاکره می­‌کرد و ما هم در خدمت ایشان در مسیر مشخص شده مذاکره می­‌کردیم. ملک شخصی بنده و دیگران نبود که بخواهیم طبق خواسته شخصی مذاکره کنیم بلکه یک مذاکرۀ حساب­ شدۀ با برنامه‌ریزی و در یک چارچوبی بود که انجام شد.

بالاخره نفس مذاکره، یک امر سختی است و اگر چارچوب­‌های مذاکره مشخص باشد شما در آن چارچوب باید حرکت کنید، حالا گاهی به سمت حداکثر کردن خواسته خودتان حرکت می­‌کنید و گاهی یک مقدار از آن حداکثر فاصله می­‌گیرید، برای اینکه می­‌بینید که فضای لازم برای کسب حداکثری منافع مورد نظر وجود ندارد.

* شما به عنوان کسی که در تیم بودید و لحظات حساسی را طی کرده­‌اید، به نظر خودتان تیم هسته‌ای و حتی خودتان چه مقدار در چارچوب مذاکرات حرکت کردید؟

ما کاملاً در چارچوب تعیین شده حرکت کردیم حتی در بُعد فنی – که مسئولیت آن برعهده بنده بود – در همه ابعاد که مذاکره نمی­‌کردم. در بعد فنی، حتی بیش از آنکه چارچوب برای ما مشخص کرده بودند، حداقل­‌ها نیز برای ما تعیین شده بود ما خوشبختانه بالاتر از حداقل­‌ها توانستیم محقق کنیم. این روشن است و بزرگان ما هم می­‌دانند. یعنی اگر بزرگان گفتند این تعداد سانتریفوژ را قبول داریم، به لطف خداوند متعال بیش از آن را محقق کردیم. همچنین تعداد سانتریفوژها را بیشتر از آنکه می­‌توانستم و اجازه داشتیم بپذیرم، پذیرفتم. من شرایط فردو و آب سنگین را بالاتر از آن حدی که اجازه داشتم پذیرفتم، همه آنها بالاتر از آن حداقل‌هایی بود که برای بنده تعیین شده بود، لذا بنده نسبت به کاری که کردم می‌توانم بگویم در چارچوب حرکت کردم و در مجلس هم گفتم بنده مسئولیت کاری را که انجام دادم را کاملاً می­‌پذیرم و به ملت بزرگ هم این اطمینان را می­‌دهم که فعالیت­‌های هسته‌ای ما کند یا متوقف قطعاً نخواهد شد بلکه در زمینه­‌هایی سرعت هم خواهد گرفت که حالا آن زمینه­‌هایی که سرعت می­‌گیرد در یک فرصت مناسبی برای ملت عزیز شرح خواهم داد.

* در مصاحبه‌هایی که داشتید اشاره کردید زمانی که سکان وزارت خارجه را به عهده داشتید رهبری اجازه مذاکره را صادر کرد و رئیس‌جمهور وقت نیز مخالف این موضوع نبود ولی ما شاهد عملکرد و حرکتی از سوی تیم مذاکره‌کننده نبودیم؛ دلیل اصلی اینکه تیم نتوانست حرکتی رو به جلو داشته باشد چیست؟

زمانی که ما مذاکرات را با آمریکایی‌­ها به صورت محرمانه با اجازه حضرت آقا شروع کردیم، مذاکره بر اساس خواست آمریکایی‌­ها محرمانه بود و ما در شرایطی نبودیم که بیاییم و اعلام کنیم که چنین مذاکراتی انجام می­‌شود، لذا آن زمان ما هیچ‌وقت صحبتی از مذاکره با آمریکایی‌­ها نداشتیم و فقط بعد از انتخابات و آمدن آقای دکتر روحانی بود که آمریکایی‌ها اولین‌بار آمدند و این مساله را در مطبوعات بیان کردند، البته نه به صورت رسمی بلکه گفتند ما با ایران مذاکرات محرمانه داشته‌­ایم. یعنی اولین‌بار طرف آمریکایی اعلام کرد که مذاکرات محرمانه انجام شده است و بعد حضرت آقا در سخنرانی­‌شان در مشهد مقدس که به مناسبت ایام نوروز بود برای اولین‌بار فرمودند این مذاکرات در دولت سابق آغاز شده بود. بعد از آن بنده مصاحبه کردم چون هم آمریکایی­‌ها گفته بودند و هم حضرت آقا اشاره فرمودند، بنده دیدم، ظاهراً می­‌شود موضوع را علنی کرد و گفتم مذاکراتی در دولت سابق بود و تاریخچه مذاکرات را بیان کردم.

* محتوای آن مذاکرات محرمانه چه بود؟

این مذاکراتی که در آن زمان محرمانه بود توسط وزارت خارجه انجام می­‌گرفت و مذاکرات ۱+۵ توسط شورای عالی امنیت ملی انجام می­‌گرفت. یعنی ما دو مسیر مذاکره داشتیم. یک مسیر مذاکرات ۱+۵ بود که آقای دکتر جلیلی عهده­‌دار آن بودند و مسئولیت داشتند که آن مذاکرات در فضای عمومی و با اطلاع افکار عمومی و رسانه­‌ها پیش ببرند. یک مذاکره محرمانه بود و قرار بود کسی متوجه آن نشود؛ یعنی آمریکایی­‌ها وقتی می­‌خواستند عمان بیایند، مستقیم عمان نمی­‌آمدند بلکه در چند کشور توقف می‌کردند تا رد گم کنند و بعد به عمان می‌آمدند. آنقدر که برای آنها مهم بود مذاکرات محرمانه باشند برای ما محرمانه بودنش مهم نبود ولی آنها گفتند و ما هم قبول کردیم.

* دلیل اصرارشان بر محرمانه بودن را متوجه شدید؟

خیر. ما هیچ وقت نپرسیدیم لذا مذاکرات بصورت محرمانه انجام می­‌گرفت. مذاکرات هم به دو طریق بود، یکی از طریق واسطه عمانی حرف­‌های ما منتقل می­‌شد و یک طریق هم حضوری بود که معاون وزیر خارجه وقت آقای خاجی به اتفاق چند مدیرکل­ به عمان می­‌رفتند. آقای «خاجی» که معاون امور خارجه در حوزه آمریکا و اروپا بود مسئولیت مذاکره با آمریکا را بر عهده داشت. ایشان به همراه ۳ مدیرکل وقت آقایان بهاروند، ذبحی و نجفی که الان سفیر ما در وین است همراهی می‌کردند. این عزیزان مذاکره را حضوری انجام می­‌دادند و نتیجه مذاکرات هم بسیار عالی بود.

اولین‌نامه رسمی که توسط پادشاه عمان در ارتباط با مذاکره نوشته شد این بود که آمریکایی­‌ها نزد ما اعلام کردند که غنی‌سازی ایران را به رسمیت می‌­شناسند و انتظار است که ایران هم نگرانی‌­های آنها را رفع کند. نام‌ه­ای بود که سلطان عمان برای آقای احمدی­‌نژاد نوشت.

بنابراین، اولین خط­ شکنی بود یعنی از آن سیاست و موضع غنی‌­سازی صفر رسیدند به موضع اینکه غنی‌سازی ایران را به رسمیت شناختند، این قدم بزرگی بود. قرار بود، جلسات بعدی را داشته باشیم که مسایل را حل و فصل کنیم، تحریم­‌ها و باقی مسایل فنی که انتخابات ریاست جمهوری پیش آمد و آقای دکتر روحانی رئیس‌­جمهور شدند و گروه بعدی مسیر را ادامه داد. آن زمان آقای عراقچی معاون ما بود و قرار شد با ۱+۵ و آقای جلیلی به عنوان نماینده وزارت امور خارجه و آقای خاجی که این مسیر را می­‌رفتند همراهی کنند.

لذا دو مسیر وجود داشت، مسیر ۱+۵ که آقای دکتر جلیلی دنبال می­‌کردند و نماینده ما آقای دکتر عراقچی، در آن زمان فرآیند مسیر دوم که وزارت خارجه عهده­‌دار آن بود و آقای خاجی اقدامات لازم را انجام می‌دادند. البته این دو مسیر بنا بر تدابیر دکتر روحانی به یک مسیر تبدیل شد و مسئولیت مذاکرات به وزارت امور خارجه محول شد.

* آیا این دو مسیر را آقای روحانی خواستند یک مسیر شود؟

بله، خودشان تشخیص دادند که تشخیصشان درست بود. چون آن زمان که دو مسیر بود ما مشکل داشتیم.

* خودتان پیشنهاد ندادید که دو مسیر یک مسیر شود؟

خیر، آن زمان آقای دکتر احمدی­‌نژاد قرار بود به عنوان رئیس­‌جمهور و رییس شورای عالی امنیت ملی دو مسیر را هماهنگ کنند، چون ایشان رئیس‌جمهور بودند و می‌­توانستند دو مسیر را هماهنگ کنند ولی ایشان رغبتی به این کار نداشتند ولی انصافاً مانع ما هم نشدند.

* دلیل بی‌­رغبتی‌­شان چه بود؟

نظر شخصی خودشان بود؛ نمی­‌دانم. من هم خیلی اصرار کردم ایشان به میدان بیایند و اگر به میدان می­‌آمدند این مساله همان زمان حل شده بود و ما آنقدر هزینه اضافی نمی‌دادیم و شرایط آن زمان مهیاتر بود و آمریکایی‌­ها آماده‌­تر بودند و آقای اوباما در آستانه انتخابات دور دوم بود.

* یعنی ایشان باعث شد که دو مسیر یکی نشود و مشکل ایجاد شد؟

خیر، ایشان به مسیر دوم و اینکه مدیریت آن را بر عهده بگیرند نداشت. لذا بنده مجبور شدم خودم مدیریت کنم؛ یعنی خودم را با شورای عالی امنیت ملی هماهنگ کنم ولی این امر دشواری بود؛ چون آن عزیزان به این مسیر اعتقاد نداشتند، لذا با مشکلات روبرو می­‌شدیم و خیلی مشکلات داشتیم. آقای دکتر روحانی آمدند دیدند بهتر است این دو مسیر را یک مسیر کنند و این کار را کردند و نتیجه هم گرفتند.

* در اجرای برجام حرف و حدیث‌های زیادی مطرح می‌شود؛ اخیراً جدایی بریتانیا از اتحادیه اروپا نیز نگرانی‌هایی را ایجاد کرده است. خارج شدن بریتانیا از اتحادیه اروپا چقدر در موضوع پایبندی به اجرای برجام تاثیرگذار است؟

فکر نمی­‌کنم خیلی در بحث برجام تاثیرگذار باشد برای اینکه برجام تفاهم­‌نامه­‌ای کاملاً روشن و مشخص است و همه اطراف متعهد هستند که این تفاهم­‌نامه را اجرا کنند از جمله انگلیس. بودنِ آن در اتحادیه اروپا یا نبودن او تاثیری نمی­‌گذارد؛ یعنی باید بگوییم ۱+۵ به اضافه اتحادیه اروپا با ایران مذاکره کرد. پس ۶ کشوری که در ۱+۵ هستند هر کدام به صورت انفرادی در این قضیه سهم داشتند، ضمن اینکه به صورت جمعی هم در این قضیه سهم داشتند، لذا تغییری در برجام ایجاد نخواهد شد، اما ممکن است در روابط دوجانبه یک مقدار در آینده شرایط تغییر کند بالاخره انگلیس اگر از اتحادیه اروپا بطور کامل خارج شود دیگر تابع مقررات ملی خودش خواهد بود و خودش را مقید به عمل در چارچوب مقررات اتحادیه اروپا نمی‌­بیند و این باعث آزادی عمل برای انگلیس می­‌شود همچنین در ارتباط با تعاملاتش با کشورهای دنیا مستقل تر عمل خواهد کرد.

* این امکان وجود دارد کشورهای دیگر بخواهند مانند بریتانیا از اتحادیه اروپا جدا شوند؟

من بعید می­‌دانم بخواهد به این صورت اوج بگیرد ولی غیرممکن هم نیست؛ برای اینکه یکسری کشورها در اتحادیه اروپا ناراضی هستند، الان شرایط اقتصادی اسپانیا خوب نیست، یونان شرایط اقتصادی­‌اش بسیار تأسف­‌بار است و اتحادیه می‌گوید ما همین‌طور به یونان پول تزریق می­‌کنیم و یونان هم مانند یک چاه است و هر چه پول در آن می­‌ریزیم ناپدید می­‌شود. از سوی دیگر هم یونان می­‌گوید شما دارید از امکانات ملی ما سو­ءاستفاده می­‌کنید که این اختلافات وجود دارد و بدهی یونان قریب به ۴۰۰ میلیارد یورو است. کشورهایی مانند اسپانیا، یونان و پرتغال بدهی‌­های هنگفتی دارند و کسری بودجه بالایی دارند، آیا اتحادیه اروپا می­‌تواند این بدهی‌ها و کسری بودجه‌­ها را تامین کند و به همین سبک پیش برود؟ نمی­‌دانم باید صبر کرد و ناظر جریان امور بود.

از آن طرف اگر اینها جدا شوند خیلی متضرر می­‌شوند بعد از این همه سرمایه­‌گذاری و وحد­ت ­رویه در قوانین و مقررات چنانچه همه بخواهند به حالت قبل­ برگردند و بعد رفت و آمدهای آزاد بین کشورهای اروپایی دچار اختلال شود، این آزادی عمل گرفته می­‌شود یعنی امتیازات زیادی را از دست می­‌دهند. مثلا در کاتالونیا ادعای جدایی از اسپانیا را دارند، الان اسکاتلند و ایرلند شمالی هم می­‌خواهند از انگلیس جدا شوند و اگر این اتفاق بیفتد در کشورهای دیگر مانند اسپانیا که کاتالونیای شمالی وجود دارد می­ خواهد جدا شوند و بعد این حس ناسیونالیسم شدید در اروپا مجددا شروع می­‌شود و از اتحادیه اروپا که آمده همه اقوام را جمع کرده است، دوباره اقوام سراغ حس ناسیونالیسم خود می‌­روند حتی در قسمت‌های کوچک مانند باسک در اسپانیا و حتی در فرانسه زمزمه­‌هایی ایجاد شده است. الان در فرانسه «مونت­کارلو» که وسط فرانسه قرار دارد فعلا ادعایی برای جدا شدن نکرده است ولی شاید فردا او هم بگوید که می­‌خواهم جدا شوم.

من بعید می­‌دانم کشورهای دیگر بخواهند از اتحادیه اروپا جدا شوند، انگلیس از ابتدا حواسش بوده و از اتحادیه اروپا استفاده­‌هایی کرده است و بعد که دیده دیگر استفاده‌ای ندارد رها کرده و رفته است. انگلیس وقتی وارد اتحادیه اروپا شد نه وارد اتحادیه پولی شد و نه وارد اتحادیه شینگن شد، یعنی چیزهای مهم را قبول نکرد و اینها مهم است ولی از مواهب اتحادیه اروپا استفاده کرده، تجارتش را با آنها گسترش داد. الان که می­‌بیند اتحادیه اروپا به هزینه دادن افتاده است مانند یونان که باید دائم هزینه کنند خود را جدا کرد.

البته فرانسوی­‌ها همیشه نسبت به انگلیسی‌ها یک تردیدی داشتند. ژنرال دوگل آن زمان که رئیس­‌جمهور فرانسه بود، هنوز اتحادیه اروپا به این صورت بوجود نیامده بود بلکه اتحادیه اقتصادی اروپا به وجود آمده بود. اول مقدماتش در اتحادیه اقتصادی اروپا بود و بعد رفته رفته تبدیل به اتحادیه اروپا شد. ایشان می­‌گفت نباید ما انگلیس را راه بدهیم او عامل آمریکاست و همیشه باعث دردسر برای اروپا خواهد شد، تا زمانی که ژنرال دوگل در این قدرت بود انگلیس را راه ندادند و بعد از دوران زمامداری ژنرال دوگل، انگلیس خودش را وارد کرد و وقتی وارد شد گفت من نه در بحث پولی شما وارد می­‌شوم و نه در بحث ویزایی شما در دو چیز مهم که شاخصه اتحادیه بود وارد نشد و تعهدات را نپذیرفت الان هم خارج شده و اتحادیه اروپا در چنین شرایطی قرار گرفته است.

البته بنده فکر می­‌کنم بعضی­‌ها در اتحادیه اروپا از خروج انگلیس از اتحادیه ناراحت نشدند. الان ایتالیا با رفتن انگلیس جایگاهش در اتحادیه اروپا قوی­‌تر شده است و به نفع بعضی کشورها شده است و قضیه یک مقدار پیچیده است.

* با توجه با انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و وجود دو نامزد انتخاباتی در این کشور، آقای ترامپ و خانم کلینتون، شما فکر می­‌کنید کدام‌یک از این دو نامزد برای ایران مناسب­‌تر است؟

بنده به عنوان یک مسئول صحیح نیست راجع به این موضوع صحبت کنم. نظر شخصی‌ام را بیان می‌کنم، بالاخره آنها انتخاباتی دارند و فقط این را می­‌گویم سیاست را در آمریکا رئیس‌جمهورش تعیین نمی­‌کند. باید صبر کرد و دید. تصور من این است که هرکدام از اینها بیایند – البته اختلاف­ نظر و اختلاف ­رویه دارند – ولی لاجرم در یک چارچوبی قرار می­‌گیرند، حالا ممکن است سلایق متفاوت باشد ولی باید در آن چارچوب حرکت کنند نمی­‌توانند خیلی خارج از راهبردهای کلان حرکت کنند. چون این برجام یک تفاهم بین‌المللی است و شورای امنیت ملی هم سعه گذاشتند در سازمان ملل هم این برجام، شورای امنیت سازمان ملل هم بر آن صحه گذاشته است پس تبدیل به یک واقعیت بین‌المللی شده است؛ لذا یک کشور بعید است بخواهد خودش را در مقابل یک اجماع جهانی قرار بدهد.

روی برجام اجماع جهانی حاصل شده است و چنانچه آمریکا بخواهد خود را مقابل این اجماع جهانی قرار بدهد با چالش مواجه خواهد شد. بعید بنظر می‌رسد که آمریکایی‌ها بخواهند برخلاف اجماع بین‌المللی توافقات صورت گرفته حرکت کنند و متحمل هزینه‌های سنگین شوند چون اعتبار سیاسی آنها در عرصه بین‌المللی زیر سوال خواهد رفت.

* حتی اگر چنین اقدام تک­روی را بخواهد انجام بدهد آمریکا بیشتر ضرر می­بیند؟

بله. قطعاً تصورم این است، درست است آمریکا قدرت و نفوذ دارد ولی اینطور نیست همیشه نفوذ و قدرتش بتواند برکل افکار عمومی و اجماع جهانی فائق شود. اینجا موضوع اجماع جهانی است. آمریکا نفوذ و قدرتش اعمال می­‌شود ولی وقتی بیشتر کشورهای تاثیرگذار تصمیم اتخاذ کنند آن وقت آمریکا نخواهد در برابر یک جمع واحدی قرار بگیرد برای او سخت می‌شود. الان چین، روسیه و هند، کشورهای بزرگ، اعضای عمومی مجمع سازمان ملل همه با برجام موافق هستند و حالا یک کشور بگوید من می­‌خواهم علیه همه اینها بایستم خیلی سخت است.

فرض کنید آمریکا مجدداً تحریم را علیه ایران برقرار کند و کشورها را هم تهدید کند اگر با ایران معامله کردید من با شما برخورد می­‌کنم و چین و هند هم بروند بگویند ببخشید و آن زمان باید بگوییم نه چین کشور مستقلی است و نه هند کشور مستقلی است. اگر مفهوم استقلال کشورها به طور کامل از معنا تهی می‌شود، مستقل نیست و همه اینها ایالات آمریکا محسوب می­‌شوند؛ اگر اینگونه بخواهند تبعیت بکنند با این شرایط استقلال سیاسی مفهومی نخواهد داشت. بنده بسیار بعید می‌دانم آمریکایی دست به چنین اقدامی بزنند و چنانچه بخواهد به تنهایی دست به ماجراجویی بزند، تنها خواهد ماند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن