رستاخیز وجدان های خفته

هر چه تلاش کردیم نشد که حذفشان کنیم. 
خبری دهان به دهان و صفحه به صفحه می چرخد و آه از نهاد همگان در می آید ...
بالاخره گور خواب های شهر دیده شدند.
 کسانی که جامعه و مسئولین سال هاست که می کوشند آنها را حذف کنند و نادیده بگیرند . لایه ای نا زیبا اما حقیقی از اجتماع چندین لایه شهرهای ما .
زندگانی که سهمی در روی زمین ندارند و تمام سهمشان گور های خالی است ، که ان هم به عاریه  از دیگران گرفته اند .
گورهای خالی که از دست زندگی به آنجا پناه برده اند برای زندگی .
چرا متعجبیم؟
چرا پریشان شده ایم؟
مگر این ها از سیاره دیگر آمده بودند ؟
مگر این اتفاق برای اولین بار است که رخ می‌دهد؟
گور خواب های شب های سرد دی ماه ، همان کارتن خواب های گرمای مرداد ماه خیابان های شوش و بعثت هستند.
که اگر آنها را حتی به عنوان یک شهروند درجه سه  پذیرفته بودیم امروز سمهشان از حقوق شهروندی حداقل گرمخانه ای بود و نان گرمی ، شاید دیدن آنها ، دیدن زندگان در گور ، رستاخیزی بود برای وجدان های خفته ما.
وجدان های خفته مسئولینی که سرگرم دعواهای حزبی و سیاسی خود هستند و دغدغه هایشان بیش از عموم خصوصی و حزبی است ، و تلنگر به مردمی که همچون قوم وحشت زده ای که طاعون سراغشان آمده ، در وحشت فردای خود و فرزندان خود فرو رفته اند و غم نان مجالی نمی دهد که به غم تن دیگران بیاندیشند اما به یکباره این رستاخیز زنده به گوران شبهای زمستان همه را بیدار کرد.
از رییس جمهور که باورش نمیشد مردمش تا به این حد به فقر و بلا دچارند تا هنرمند و ورزشکار و توده مردم.
ای کاش این رستاخیز زندگان، به ما کمک کند که بدون اسیر احساسات شدن به صورت منطقی وجود و حضور این لایه های اجتماعی را بپذیریم و فکری کنیم:
-فکر برای جلوگیری از رواج افسار گسیخته مصرف مواد مخدر در کشور.
- فکر برای تربیت بچه های راهنمایی و دبیرستانی و آگاه سازی آنها از خطرات مواد مخدر.
- فکر برای تشدید مجازات قاچاق مواد مخدر در کشور.
- فکر برای درمان اسیران اعتیاد.
- فکر برای بهبود وضعیت خانواده های درگیر این معضل.
- فکر برای سامان دادن وضعیت نا بسامان بی خانمانان کشور.
- فکر برای ...
چه رستاخیزی بود، رستاخیز این زندگان در گور خفته.
به قلم دکتر سولماز رضایی

 

وجدان های خفته گور خواب ها سولماز رضايي

نظرات شما